{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#امگای‌شیرینم

#امگای‌شیرینم
پارت ۶
ساعت ۶ بود که تهیونگ با نوازش بیدارم کرد
- سلام
+ سلام خرگوشک
- ساعت چنده
+ حدودا ۶
از جا پریدم ینی من انقدر زیاد خوابیدم
+ خواب بودی دلم نیومد بیدارت کنم رفتم برات شماره جدید گرفتم
- ممنونم
+ راستی عمت اینا اومدن و الانم نشستن
- سوکجین اومده
+ آره با جیمین پایین توی آشپزخونه هستن پاشو بریم
اوهومی گفتم و لباسام خوب پس با همونا رفتم بیرون دست تهیونگ رو گرفته بودم و نشستیم
ع‌ک: بالاخره تشیف اوردین مین جونگ‌کوک
- کارتون چیه
الا: سلام د@﷼^دی
- چی میخواید الا گمشو اون ور
م‌ب‌ک: از اونجایی که وارث باند باید طبق رسوم پسر باشه و ما پسری جز تو و یونگی نداریم و یونگی هم مطمئنم قبول نمیکنه تو وارث میشی و با الا از ازدواج میکنی
- من هیچوقت با یه بتا ازدواج نمیکنم
+ بگم بیان دستگیرشون کنن (در گوش کوک )
- آره
اینو که گفتم در گوش تهیونگ و چشمکی که زد توی یه لحظه کل خونه پر پلیس شد و سوکجین و تهیونگ اسلحه های خودشونو در آوردن. یونگی باهاشون بود . پریدم بغلش
- هیونگ دلم برات تنگ شده بود
! منم حالا اجازه میدی این باند مزخرف رو به پایان برسونم
- منم کمک کنم
! نمیدونم . رئیس یه لحظه
رفتیم به سمت اون آقا سیبیلو عه
ر‌ی: چیشده
- من میخام ازشون انتقام بگیرم
! اجازه دارم بهش تفنگ بدم
ر‌ی: مامور مخفی خوبی میشی آره مین بهش بده فقط یادت باشه تو الان دیگه یه مامور مخفی کسی نباید بفهمه
- چشم قربان
! بفرما
تفنگ رو گرفتم و رفتم سمت مادر بزرگ
- به چه حقی ادمات رو برای گرفتن من میفرستی
الا: کوک ولش کن خواهش میکنم. التماس میکنم کوک ولش کن
- فایده ای نداره اون روزی که میزدم باید فکر الانم میبون
م‌ب‌ک: تو هیچی وقت زنده ازین خونه نمیری بیرون
یه دفعه یه چاقو در آورد و دقیقا روی همون زخم زدش و کشیدش بیرون
!+﷼ جونگ‌کوک نه
ر‌ی: حکم قتلش صادر شده میتونید بکشیدش ولی بهتره بیاردشون پایگاه
همشون رو دستگیر کردن و بردن و همون پسری که اومده بود بالا سر تهیونگ اومد بالا سرم
^ جناب مین اروم باشید . رئیس وقت نمیشه ببریمش بیمارستان ممکنه بمیره
ر‌ی: عملش کن
تهیونگ بردم توی اتاق و بغلم نشست
+ درد داری عزیزکم
- ته من میمیرم
^ خب جناب مین استرس نداشته باشین و فقط نفس عمیق بکشید
- اوهوم
نفس کشیدن برام سخت بود ولی میکشیدم . درد هیتم زیاد بود ولی ، درد دستم بیشتر از اون . کمی تحریک بودم چکار کنم بگم به تهیونگ و یونگی یا نه، اگه بیشتر بشه چی
- تهیونگ....من ..... باید.... یه چیزی بهت ...... بگم
نفسام به شمارش افتاده بود
+ جونم چیشده
- من ..... تحریک......شدم
در اتاق باز شد و یونگی هم اومد و کنار ته نشست
! چیشده
- تحریک شدم .....
! شب خوبی برای شما دو نفر آرزو دارم
- منحرف من چکار کنم داره بیشتر میشه .
+ به این کاری نداشته باش این بره پیش جفت عزیزش بخوابه
^ حالش چطوره
+ نتونستی از دلش در بیاری
^ قهره چکار کنم
! اگه درست یادم باشه جین فردا تاریخ هیتشه برو براش شکلات بخر و نازشو بکش
^ باشه جناب مین به دستتون فشار نیارین و ازش مراقبت کنید اینم داروهاتون
- بازم اینا . اینا مزه زهر مار میدن
^ آهان راستی هر روز پانسمان دستتون رو عوض کنید
- باشه
^ جین کجاست
! اولین اتاق سمت راست
- تو چرا به جیمین درخواست نمیدی
! نه ممنون
- یونگی امشب مال خودت بکنش تازه اون الان هیت میشه فک کنم
+ پس فقط امشب جین تنهاست
" نه کی گفته
^ من امشب جین رو میبرم
! چرا بری بمون پس همه امشب آره
- منحرف
! توکه بدتری
- خفه
﷼ دعوا سر چیه
^ بوی گردو میاد
- حدسم درست از آب درآمد شب خوبی برای همه آرزو دارم
" این چشه
+ قشنگ معلومه به جفت عزیزش نیاز داره
!+^﷼ خنده
- مرض اصلا من قهرم
+ قهر کنی برای خودت بد میشه
^ بهتر که نمیریم اردو وگرنه
- خیلی موافقم
+ آشتی میکنی امگای شیرینم
- شاید
همه رفتن و من و ته موندیم داشت خمار بهم نگاه می‌کرد
دیدگاه ها (۰)

#امگای‌شیرینم پارت ۷ [ اخر] دوسال بعد ویو کوک - امیلیا بشین ...

⇠ ریکشن جونگکوکبچم خندش گرفت🥹😂

این استایل تیشرت مشکی با شلوار قرمزش بدجور چشم و گرفت و خیلی...

#امگای‌شیرینم پارت ۴ + باشه باهات بیام - نه زحمتت میشه + چه...

#امگای‌شیرینم پارت ۲- جیمین بیا پیشم بشین کارت دارم ٪ جانم ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط