طبع من این نکته چه پاکیزه گفت

طبع من این نکته چه پاکیزه گفت

سهل بود خوردن افسوسِ مفت

مردم این ملک ز که تا به مه

هیچ ندانند جز احسنت و زه

هرکسی اندر غم جان خودست

فارغ از اندیشة نیک و بدست

بعد که مُردم، همه یادم کنند

رحمت وافر به نهادم ک نند

زانچه پس از مرگ برایم کنند

کاش کمی حین بقایم کنند

دل به کف غصه نباید سپرد

اول و آخر همه خواهیم مرد
«ایرج میرزا» #بخون
دیدگاه ها (۱)

پدر خاک آمده به زمیناز فراسوی قله ی ادراکرونمایی شده است در ...

ای مرغ خوش الحان بخوان الله مولانا علی*** تسبیح خود کن بر زب...

«مسعود سعد سلمان» شاعر بزرگ پارسی گوی نیمه دوقرن پنجم و اغاز...

هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد.دربار بهاری تهی از زاغ و زغن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط