{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از همان آغاز

از همان آغاز
راه ما کمی از هم جدا بود
تو مثل یک شاعر
عاشق بودی
و من مثل یک عاشق
شعر می سرودم
هر دو گم شدیم
من در پایان یک رویا
تو در یک شعر بی پایان

#دلنوشته
#عاشقانه
دیدگاه ها (۹۸)

زیاده خواه نیستم !جاده‌ ی شمال…یک کلبه ی جنگلی‌…یک میز کوچکِ...

امشبمی توانم غمبارترین خطوط را بنویسم :من عاشق او بودم …و او...

با اونی باشکه عشقت رو بفهمهدلتنگیت رو درک کنهوفاداریت رو ارج...

یـــــک جهان شعر سرودم کــــه بفهمی تنها ...

لیلی غزل نابی می شوم که شاعر،شعر مجنونش تو باشی...انیس عزیز...

ماجرای شعر معروف «ممد نبودی ببینی»جواد عزیزی، شاعر معروف «مم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط