{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فریدون مشیری؛

فریدون مشیری؛

دلم غمگین تر از هر شب، دو چشمم باز بی خواب است..

ببار ای آسمان امشب، که قلبم باز بی تاب است..
نه روز آرامشی در دل، نه شب در چشم من خواب است..

برایت شعر می گویم، که امشب شام مهتاب است..

من امشب با تو می گویم، همه ناگفته هایم را..
دمی با تو به سر بردن، خودش آرامشی ناب است...
دیدگاه ها (۲)

شصت سال پیش در چنین روزی جیمز دین پس از تصادف رانندگی کشته ش...

مرا ببربه همان روزهمان ساعتو همان خیابانکه تو عابر بودی و ُم...

.

.

لب‌ها می‌لرزند. #شب می‌تپد، جنگل نفس می‌کشد.پروای چه داری، م...

پارت ۷ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط