پارت دو اخر
پارت دو (اخر)
کوک
سریع بغلش کردمو و لباس پوشوندم بردم بیمارستان
ترسیده بودم
نکنه برای فرشته ی قشنگم اتفاقی بیفته
دکتر اومد بیرون با تمام سرعت به سمتش رفتم
کوک:: اقای دکتر حال همسرم چطوره
دکتر:: حالشون خوبه خطر از بیخ گوششون رد شد ممکن بود رحمشون اسیب ببینه و دیگه بچه دار نشن
کوک:: خیلی ممنون میتونم برم داخل
دکتر:: بله بفرمایید
رفتم داخل و عروسک کوچولومو دیدم ارو اروم داشت چشاشو باز میکرد رفتم کنارش نشستم
کوک:: عروسک قشنگم ببخشید اخه تو خیلی خواستنی هستی دست خودم نبود تو هم از خواستنی بودن خودت کم کن دیگه نامرد این جوری همیشه من مقصر میشم
ا. ت خندیدو دستاشو به نشونه ی بغل باز کرد و دم گوشم گفت دوست دارم
پایان
میدونم تر زدم😁
کوک
سریع بغلش کردمو و لباس پوشوندم بردم بیمارستان
ترسیده بودم
نکنه برای فرشته ی قشنگم اتفاقی بیفته
دکتر اومد بیرون با تمام سرعت به سمتش رفتم
کوک:: اقای دکتر حال همسرم چطوره
دکتر:: حالشون خوبه خطر از بیخ گوششون رد شد ممکن بود رحمشون اسیب ببینه و دیگه بچه دار نشن
کوک:: خیلی ممنون میتونم برم داخل
دکتر:: بله بفرمایید
رفتم داخل و عروسک کوچولومو دیدم ارو اروم داشت چشاشو باز میکرد رفتم کنارش نشستم
کوک:: عروسک قشنگم ببخشید اخه تو خیلی خواستنی هستی دست خودم نبود تو هم از خواستنی بودن خودت کم کن دیگه نامرد این جوری همیشه من مقصر میشم
ا. ت خندیدو دستاشو به نشونه ی بغل باز کرد و دم گوشم گفت دوست دارم
پایان
میدونم تر زدم😁
- ۱.۹k
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط