{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بود اولینَ‌ش “من” هستم!

گفته بود اولینَ‌ش “من” هستم!
باورش کردم
افتخار هم میکردم
اولینِ کسی بودن
آخ که عجب لذتی دارد!
آهنگ گوش میکردیم، بغض میکرد…
کافه میرفتیم، بغض میکرد…
قدم میزدیم، بغض میکرد…
حتی لحظه ای هم که بوسیدمش، بغض کرد…
یک جای کار میلنگید!
“من شبیهِ اولین ها نبودم…”
دیدگاه ها (۱۵)

ای که در کرب و بلا بی کس و یاور گشتی...چشم بگشا و ببین خلق ج...

این نقاشیمم تموم شد😆

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁴⁷ایینه لعنتی رس...

وقتی خبر نداشت دشمنش بودیPart:2،اونا در مقابل ما ضعیف هستن و...

^فیک جونگکوک^(پارت۴۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط