{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتمش دل می خری ؟ پرسید چند ؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند !

گفتمش دل می خری ؟ پرسید چند ؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند ! خنده کرد و دل زدستانم ربود. تا به خود بازآمدم، او رفته بود ! دل زدستش روی خاک افتاده بود ! جای پتایش روی دل جامانده بود…!!!
دیدگاه ها (۱)

شکتم چی دایای که یه هفتا پرس نرته :'(

بندگانی بیش نبودند خودم خدایشان کردم ;-)

وقــتـــی مـــعـــنـــیتـــنــهــایـــی رومـــی فــهــمــیک‌...

بدهکاره ی زنم ....که از بچگی صدام زده پسرم

افسانه ی خون و گل قسمت ۴۰: عبور از مرزنورِ سرخ فروکش کرد. و...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط