{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به تو خندیدم

من به تو خندیدم
چون که می‌دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی‌دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان‌زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی‌خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را..
و من رفتم و هنوز سال‌هاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرارکنان
می‌دهد آزارم
و من اندیشه‌کنان غرق در این پندارم
که چه می‌شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

فروغ فرخزاد
دیدگاه ها (۴)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

من به تو خندیدمچون که می دانستمتو به چه دلهره از باغچه همسای...

من به تو خندیدم چون که می دانستم تو به چه دلهره از باغچه ی ه...

برای خواهرم 💞فاطمه💞

من به تو خندیدمچون که می دانستمتو به چه دلهره از باغچه همسای...

من به تو خندیدمچون که می دانستمتو به چه دلهره از باغچه همسای...

من به تو خندیدمچون که می دانستمتو به چه دلهره از باغچه ی همس...

من به تو خندیدمچون که می دانستمتو به چه دلهره از باغچه ی همس...

مـن به تو خنـدیـدمچوـن که مـی دانـستمتـو بـه چـه دلـهره از ب...

من به تو خندیدم چون که می دانستمتو به چه دلهره از باغچه همسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط