{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I Love you...

I Love you...
but I don't know...
How can I say this...
to you.

Part:68

(ویو:میرا)
که یه دفعه...
واییی نهههه...
چسبیده به زخمم ای خداا😮‍💨😮‍💨🤧🤧...
یه اسپری خنک کننده و ضد عفونی کننده زخم رو برداشتم...
روش اسپری کردم...
آی میسوزه...
همینطوری که اسپری می کردم،آروم بانداژ رو از زخم جدا کردم...
هوف بالاخره تموم شد.
باید میزاشتم زخمم هوا بخوره...
پس رفتم تو حموم اتاق...
سرم رو توی روشویی خیس کردم...
و شستم.
بعد یه حوله دور سرم پیچیدم...
به خاطر اینکه نمی تونستم حموم کامل کنم،با دستمال مرطوب کل بدنم رو تمیز کردم...
اومدم بیرون...
دوباره نشستم رو صندلی...
شروع کردم به پانسمان زخم...
بعد از چند دقیقه تموم شد...
به بدنم لوسیون بدن و مام...زدم...
حوله ی دور موهام رو باز کردم...
و با باد ملایم سشوار خشکشون کردم...
رفتم سمت کمد...
یه لباس مشکی خیلی قشنگ برداشتم...(اسلاید دوم)
پوشیدمش...
داشتم موهام رو درست می کردم که...
در به صدا اومد...
+:کیه؟
متئو:منم خانم.
+:بیا تو.
متئو با یه پاکت تزئین شده وارد شد...
+:این چیه؟
متئو:خب این...





تا پارت بعدی مراقب خودتون باشین 💖.




شرط برای پارت بعدی:
لایک:۴تا
کامنت:۴تا





#بی‌تی‌اس#جونگکوک#آرمی#فیک#فن‌فیکشن
دیدگاه ها (۱)

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

part 6طراحی برای انتقام

my love part 21

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط