جمعه95/05/01ساعت21:30

جمعه95/05/01ساعت21:30

داستان مرد فقیر و رسول الله (ص)

روزی مردی فقیر
با ظرفی پر از انگور
نزد رسول الله آمد و به او هدیه داد
رسول الله آن ظرف را گرفت
و شروع کرد
به خوردن انگور
و با خوردن هر دانه انگور تبسمی میکرد
و آن مرد از خوشحالی انگار بال در آورده
و پرواز میکرد

اصحاب رسول الله بنابه عادت منتظر
این بودند که آنها را در خوردن شریک نماید
و رسول الله همه انگورها را خورد و به آنها
تعارفی نکرد .
آن مرد فقیر با خوشحالی فراوان از آنجا رفت.

یکی از اصحاب پرسید:
یا رسول الله عادت بر این داشتید
که ما را در خوردن شریک میکردید
اما این بار به تنهائی انگورها
را خوردید!!
رسول الله لبخندی زد و فرمود :
دیدید خوشحالی آن مرد وقتی انگورها را میخوردم؟
انگورها آنقدر تلخ بود
که ترسیدم اگر یکی از شما در خوردن تلخی نشان دهد خوشحالی آن مرد به افسردگی مبدل شود .

" اللهم زین أخلاقنا با القرآن
بحق محمد و آله "

هیچ وقت دل کسی رو نشکن....
دیدگاه ها (۹۲)

🔻شاید یکی از مصداق هاهمین تجمعات باشد!✨ رسول‌الله صلی‌الله‌ع...

Seven

سلامممممممممم بچه هااامن هنوز زنده ممممم🗣بچه ها بذارین من هم...

{محکوم به لمس } part ۳۰ 杂交种 این قاب در چشم‌های جیمین‌ به حد...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

روزی مردی فقیر،با ظرفی پر از انگور،نزد رسول الله آمد و به او...

روزی مردی فقیر،با ظرفی پر از انگور،نزد رسول الله آمد و به او...

. روزی مردی فقیر،با ظرفی پر از انگور،نزد رسول الله آمد و به ...

روزي مردي فقير،با ظرفي پر از انگور،نزد رسول الله آمد و به او...

در محضر حضرت مهربانی : روزي مردي فقير، با ظرفي پر از انگور،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط