{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیر زمانیست که حیران توام

دیر زمانیست که حیران توام

و در رگهای زندگی ِ من خون عشق تو جریان دارد

می خواهم تا با تمام وجود

چار دیواری درون سینه ام را وقف خاطرات تو کنم

چه آتشی بپا کرده ای در وجود من !

من ، دیوانه ی رقص شعله های عشق توام

و در اوج ِ رویا پردازی های عاشقانه ام

غرق شده ام در عمیق ترین نقطه ی اقیانوس ِ چشمهای تو

داشتنت بزرگ ترین آرزوی من از نفس کشیدن است

.💙 ❤
دیدگاه ها (۱)

https://wisgoon.com/kookjkooo‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌بودن تو برای ...

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

امروز روزی است که دنیا یکی از زیباترین روح‌هایش را به دست آو...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت دوازدهم: سقوط در اقیانوسِ تا...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۷ (پایانی): طلوعی در تاریکینفس تو...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط