{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Stirring Ashes

تکاپوی خاکستر: پارت 5
بالاخره اون روز رسیده بود...
روزی که مطمئن شدم میخوام از اون دیوونه خونه فرار کنم...
فلش بک به روز فرار:
(نکته: علامت بل: - علامت آقای الکساندر: $ علامت خدمتکار ها: *)
$ اون دختره دوباره کجا رفته باززز( عربده)
* آقا... فرستادمش..د..داخل طویله تا شیر گاو رو بدوشه( با ترس و اضطراب)
$ همین الان برو دنبالششش
*چ..چشم
$ دوباره نقاشییییی، دوباره به جای انجام کارای خونه وایساده نقاشی کشیده( تو ذهنش)

ویو 5 دقیقه بعد:
ویو بل:
-اهههه دوباره اون مرتیکه کارم دارهه
خب دارم شیر میدوشم یه جوری داد و هوار( درسته؟😂) راه انداخته انگار ارث باباشو طلب دارههه( تو ذهنش)
*اههه بلللل دوباره کدوم گوری هستیییی( زنیکه تو دیگه
چه مرگتههه)
- اومدممممممم

رفتم توی اتاق الکساندر عوضی بهم گفت:
$ بالاخره تشریف آوردییییی(عربده و با حس غرور)
-بله
$ دنبالم بیا( با پوزخند)
-چشم
$ همه بیروننننن به جز بللل( عربده)
وایی یعنی چیکارم دارههه
نکنه میخواد باز کتکم بزنه
من با این بدن لاغرم دیگه تحملشو ندارممم
که یهو در باز شد...
دیدگاه ها (۰)

Stirring Ashes

تکاپوی خاکستر: پارت 7مژده بدیننننن بالاخره قراره با پسر خوشت...

Stirring Ashes

Stirring Ashes

«Stirring Ashes»

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط