{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{به نام خدا}

{به نام خدا}

***شعر((مادر))تقدیم به قهرمان زندگی ام،مادرم.***

بهترین واژه برایت مهر شد،

تو شدی،تنها نگین و آفتاب،

در نگاهت مهربانی موج زد،

در کلامت، واژه ای از عشق ناب.

هرسپیده با دلت پرمی کشد،

تا فراسوی غروب عاشقی،

پر ز نور و پر طراوت میکنی،

خانه را با بوته های رازقی.

تو همیشه،به ما معنا شدی،

تار و پود تو گذشت و سادگی،

دل به بیراهه سپردی تا دلم،

گم نگردد در سراب تازگی.

در سرازیری درد و غصه ها،

تو همان یکتا صبور خانه ای،

با همه درد درون و خستگی،

پیش شمع زندگی،پروانه ای.

تو همیشه مرهمی،آرامشی،

من همیشه،کوله باری پر ز درد،

تو وجودی پاک،بی آلایشی،

قلب من طوفان خاک و پر ز گرد.

تو همیشه در تلاطم،در سکوت،

زیر باران تگرگ و آذرخش،

من همیشه تا ابد مدیون تو،

با همان لبخند خود،من را ببخش.
دیدگاه ها (۱)

(از دفتر آیه های عشق)*(سوره ی کوثر)*ما تو را دادیم خیر بیشما...

داستانک((حضور))تمام طول شب،غرق در مناجات و شور بود،شوری عارف...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

(( رویای صادقانه ))همه جا زیبا و دگرگون شده بود;خانه،کوچه،مح...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣباران از غروب شروع شده ...

نام: قرارداد نفرتPart:¹³چند دقیقه بعد...در اتاق آرام باز شد....

بازی های تاریک پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط