{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر ندیدمت

دیگر ندیدمت
نه در باد و نه در فانوس ؛
دیگر ندیدمت
نه بر پلک پروانه و نه در تخیل شبنم ؛

دیگر ندیدمت
نه در صبحی از پی شب
و نه در شبی از غروبِ همان روزِ بی‌ رویا
که فرداش آدینه بود...!
دیدگاه ها (۱۱)

#Tourism

#Tourism

چه کسی، کجای این دنیا به تو این همه قدرت دادهکه این همه دلبر...

.عزیز که پُشتی ها و قالیچه ی ایوونو جمع میکرد، نشستم رو میله...

یک رمان کوتاه احساسی ، خنده دار ، غمیگن حتما! بیا یک داستان ...

شبی به او رسیدم که مانند شب های قبل پر از استرس بودم .او مثل...

🍷مستی در شب🍷 🪐P33(آخر)🪐چند سال بعد سارا ۳ سالشه. مو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط