هر بار کسی پیشنهاد میده و وسوسه میشم باهاش دوست بشم یاد ی

هر بار کسی پیشنهاد میده و وسوسه میشم باهاش دوست بشم یاد یه رمان میوفتم که پسره عین من بود و دختره بش گفت: «تو خاصیتت اینه بقیه رو خسته کنی. با مشکلاتت، با ناراحتیات. کسی که با توئه هیچوقت خوشحال نیست.»
بعد بیخیال میشم.
دیدگاه ها (۱)

حس می‌کنم هیچ امیدی نمونده واسه‌م. نه که غمگین باشم. فقط حس ...

بعضی وقت‌ها که خیلی احساس تنهایی می‌کنم، می‌نشینم روی دست چپ...

بوی زُهمِ فیلترِ مونده تو جا سیگاری منیِ خشک توی دستمال کاغذ...

پارت پنجاهبعد ۲۰ دقیقعداشتیم همینجوری حرف میزدیم و اونیکس او...

باد به آرامی می‌وزد و سردی زمستان رو به جای جای تنم می‌رساند...

رمان سیرک دیجیتالی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط