*شیلان*

*شیلان*


شیلان:
آروم سرشو برد عقب منم ازش فاصله گرفتم وگفتم : ادامه بدم ؟!
هیرسا: گفتی شرطتت چیه ؟!
خندیدم وگفتم : هیچ زنی نیاد تو این خونه اولیش اون نگین
یکم فکر کردم وگفتم : نگین بدریخت
هیرسا : باشه
بلند شد وگفت : فکر کردی با یه بوسه همه چی تمومه
متحیر نگاش کردم دستمو کشید طرف خودش
- هی پر رو نشو
هیرسا : ترسیدی
- بی مزه
هیرسا : خوبه بی مزه بودم انقدر خوشت اومد
نگاش کردم سراپام رو نگاه کرد فهمیدم طرف حالش خیلی بده ودَر رفتم ورفتم تو اتاقم ودر رو قفل کردم لباس عوض کردم ورفتم بیرون اونم از اتاقش اومد بیرون لباس بیرون تنش بود اخم کردم وگفتم : کجا ؟!
هیرسا : می دونی باختی چون من اصلا کسی رو نمیارم تو خونه ام امروزم به نگین گفتم بیرون همدیگه رو ببینیم بای بای
- خیلی بیشعوری هیرسا خیلی هم هیزی
خندید وگفت : با تنهایی خوش بگذرون
- هیرسا کجا میری وایسا باهم فیلم ببینیم
هیرسا : تو کی انقدر پر رو شدی منو بوسیدی پر رو پر رو تو چشام نگاه می کنی خجالتم نمی کشی اگه برای تو راحته برای من سخته بعدم بیام کنارت بشینم فیلم ببینم
نگاش کردم ولی نتونستم دستمو نبرم بالا نزنم تو صورتش مات ومتحیر نگام می کرد
- عوضی فکر کردی کی هستی دوتا دختر ه.ر.ز.ه دور خودت دیدی فکر کردی خبریه یا همه مثله اونان
کی اشکم سرازیر شد نمی دونم اشک هامو پاک کردم ومحکم زدم تو سینش وگفتم : حالا هر کجا می خوای بری برو
رفتم اتاقم ودر رو قفل کردم پشت در نشستم وگریه می کردم
وقتی آروم شدم رفتم سراغ درسهام تا اخر شب که خوابم گرفت وخوابیدم
دیدگاه ها (۲)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 216♡⁠。⁠)⁩بالاخر...

Do I love him, or do I hate him?💜 P²⁸ 💜ویو جونگکوکجونگو: تا ...

همسر غیره منتظره

سناریو🎀وقتی فک می کنی رقتن سرکار وتو دنس خیلی هاتی میری[شوهر...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۶🦋)✥(ویو لوین کاترین)گربه کوچولویی که قبلاً ب...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

پارت ۱ویو تهیونگ:سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۹ سالمه و تو یک کا...

طرات _ عشق _ ما _پارت: ۴رفتم داخل اتاقم و دوش ۱۵ دقیقه ای گر...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط