اروم خزید توی تخت زیر پتو

اروم خزید توی تخت زیر پتو
بدون ذره ای لمس، گردن کشید
اروم گونمو بوسید
نگاش کردم
لبخند زد
اخم کردم
چشمک زد
لب زد: یه امشبم راه بیا
رومو برگردوندم سمت کتاب
قول داده بود یه امشب رو لاقل دست از سرم برداره
ورق زدم، نقش اول کتاب داشت خودکشی میکرد!
درست مثل من!
اروم کتابو بست
خیمه زد سرم
چراغ خواب رو زد
و من
مثل هر شب
تن دادم
به هم آغوشی با غم!.... 🍃💔😔
‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

ترکم نکن

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "46""ویو پارک آنجلینا"خوبه...

وقتی دیر میای خونه (Part 3) 🖤هنوز سرم پایین بود که دستش رو ز...

پارت ۶۲

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:③فردا صبح با چشمایِ پُف کرده و قرمز بیدار شد...

پارت نوزدهم《Custom kiss》 +رفتم سم...

فیک

{عشق فراموش شده}[P 10](ویو یوری) کت خود بی معرفتش بود. فکر م...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part58خواستم چیزی بگم کهیهو دست ینفر نشست رو ...

وقتی پریود میشه part 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط