{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با تواَم عشق قسم خورده ی پنهانی ِمن

با تواَم عشق قسم خورده ی پنهانی ِمن
با تواَم بی خبر از حال و پریشانی ِ من

با تواَم لعنتیِ خالی از احساس بفهم
بی قرارت شده ام شاعره ی خاص بفهم

لعنتی خسته ام از دوری و بی تاب شدن
پای دلگیرترین خاطره ها آب شدن

لعنتی خسته ام از حال بدم، زخم نزن
بی تو محکوم به حبس ابدم، زخم نزن

باورم کن که به چشمان تو معتاد منم
پادشاهی که به جنگ آمد و افتاد منم

قافیه باختم و شعر سرودم
به هر کس که تو را بیند، حسودم

نفسم بندِ تو و درد مرا می خواند
بعدِ تو حسرت دنیا به دلم می ماند
دیدگاه ها (۲)

بـه وقـتِ دلتنگـیفـرقـی نمـی کنـد کجـا بـاشـی:پشـتِ پنجـره ی...

جوووووونم....

دلتنگم....لبخند دروغکی چرا....؟؟خوب نیستم . . .مثل قرصی که ن...

با تـوأم عشقِ قسم خوردهٔ پنهانیِ منبا توأم بی خبر از حال و...

پارت پنجم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط