{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی روزگاری روی تاب درس می خوندم

روزی روزگاری روی تاب درس می خوندم
با دامن گل گلی
موهای دم اسبی
لپ های گل انداخته
تا اینکه یه روز دیدم دیگه تابی نیست
حیاطی نیست
یه برج که وقتی سرمو بالا می بردم چشمام در میومد

من موندمو چشم خیس :-)
دیدگاه ها (۲)

my best friend

علی اینم قدش

من هستن پارک آب و آتش هستن :-)پل طبیعت

سرما برای من خوشحالیه

🏠پسر همسایه🏠 🪐P7🪐- شنیدم همسایه‌ت، اون خان...

ویو تهیونگبه گفته نینا باید یه معجون درست میکردم تقریبا تموم...

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط