{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو تهیونگ

ویو تهیونگ
به گفته نینا باید یه معجون درست میکردم تقریبا تموم شده بود با صدای در فهمیدم نیناست و رفتم و در باز کردم
÷درست شد؟
ته:تقریبا..بیا تو
وارد کلبه شد و افتاد رو زمین
ته:هنوزم نمیتونی درست راه بری؟
÷هروقت بهت دم دادن تونستی باهاش شنا کنی منم میتونم درست راه برم

دستشو گرفتم و بلندش کردم
ته:آماده شده الان میارمش
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویو جیسو
امتحان داشتم و باید خوب درس می‌خوندم تا جونگکوک دوباره اذیتم نکنه
(علامت جیسو× )
بچه ها اگه این علامت و به کس دیگه ای دادم هم مهم نیست علامت کم آوردم 😍🤣
×خسته شدمممم
یهو حس کردم بدنم شل شد...جوری که انگار داشتم از دنیا میرفتم
ویو تهیونگ
جادو هامونو روی هم گذاشتیم و فعالش کردیم و وردی خوندیم که یه دختر با موهای نسبتا بلند ظاهر شد.
×ا..اینجا کجاست؟
ته:من اربابت-
نینا وسط حرفم پرید
÷قرار بود اذیتش نکنی
ته:این دختره خواهر همون حرومزادست
دختره عصبی اومد سمتم
×تو کی هستی و من کدوم قبرستونیم (داد)
نینا با لبخند گفت
÷عزیزم من نینام..یه پری دریاییم..اینم برادر ا.ته
×برادر ات..خب با من چیکار دارید؟
خنثی نگاهی بهش انداختم
ته:شنیدم برادرت خیلی دوستت داره
×مضخرفه.. اگه دوسم داشت زندانیم نمیکرد
دیدگاه ها (۰)

ویو نویسنده پسر خنده ای کردته:بالاخره که روت حساسه...از الان...

ویو تهیونگیه قفس سایز متوسط داشتم که اندازه دوتا پری بالدار ...

ما که وصلیم 😝

ویو جونگکوک با عصبانیت جیغ جیغ کرد+میرمممم...میرمممممبیخیال ...

پارت۲ویو کیلواچشمام رو باز کردم دیدم ا/ت کنارمه و داره دستام...

وقتی قهر بودی.....________________________ویو کوکالان یه هفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط