{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی که چرا محو تماشای منی

گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آن چنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
دیدگاه ها (۲)

خدای خوبم ، خطا از من استمیدانم که سالهاست گفته امایاک نعبدا...

از قطار چشمهایت جا بمانم حیف نیست؟در مسیری دور و نا پیدا بما...

مست شعرت کن مرا ، تا گونه ام را تر کنیتا که من را از طریق چش...

نمی لرزد نگاهم با نگاهی جز نگاه تومرا آغوش می گیری؟ که باشم ...

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم....

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزردهٔ گزند مبا...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط