{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا مُهر تو را بر سر سجاده ببینم،

تا مُهر تو را بر سر سجاده ببینم،

از هر طرفی تیغ جلاداده ببینم

وقتی چمدان باز کنی دلهره دارم

یک چتر و دو تا چکمه ی آماده ببینم

اینگونه ورانداز نکن آینه ها را

زود است تو را تن به سفرداده ببینم

ای قهوه ی شیرین شده با قاشق رویا

تلخ است تو را از دهن افتاده ببینم

پُر می شوم از میل جنایات و مکافات

هر وقت دو تا عاشق دلداده ببینم

من بغض فرو می خورم و جای تو خالیست

هر جا که دو تا صندلی ساده ببینم

احسان_افشاری
دیدگاه ها (۲)

صدای شکستنت را هیچ کس نمی شنود.اینجا آدم هایش ناشنوایند....ا...

دلم تنگ است از این دنیا، چرایش را نمیدانم! من این شعر غ...

ﻧﻔﺴﻢ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺯ ﻫﻮﺍﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢﺑﻪ ﭼﻪ ﺭﻭﯾﯽ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍ...

ﻣﻦ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺭﺍ ﻣﺪﯾﻮﻥ ﺑﺎﺭﺍﻧﻢ ﻫﻨﻮﺯﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺳﭙﺎﺱ ﮐﻪ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﮐﺮﺩ ﺍﺷﮏ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط