{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک زنم من، مادرم زهرا و مولایم علی

یک زنم من، مادرم زهرا و مولایم علی
مومنی از دامنم معراج و بالا میرود

آیه آیه برگ گل، طرح لطافت بر تنم
عطر شبنم عطر یاس از این تمنا میرود

دامنم مخصوص خانه، تار موی خرمنم،
چنگ انگشتان همسر، نغمه بالا میرود

هیکل خوش فرم من ارزان نبوده از ازل!
با بهای عشق، این زیبا هویدا میشود

این رژ خوشرنگ من مخصوص سلطان دلم
او که عاشق گشته بر من در دلم جا میشود

مومنان چشمان شان پاک است و میبندند چشم
چشم ناپاک و دل بیمار غوغا میشود

چشم ناپاک از نظر برچادر زیبای من،
میشود حالی ب حالی و زبان وا میشود

مومنان از دم مطیع آیه غضّ بصر!
دل، سراسر شاد از این چادر که پوشا میشود

چشم سر بر زیر مومن، رقص چادر بین باد
اینچنین لبخند معبودم هویدا میشود


علیرضا شمسی پور
دیدگاه ها (۱)

به شب و پنجره بسپار که بر می گردم عشق را زنده نگــه دار کـه...

درویشی تنگدست به در خانه توانگری رفت و گفت: شنیده ام مالی در...

چشم بستم که شدم غرق خیالی الکیقصه ی عاشقی و شوق وصالی الکیفر...

به احترامشهدایغواص ۵ دقیقهنفست" رو حبس کن........سختته؟!نمید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط