{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرداگربودم

مرد اگر بودم ؛
نبودنت را غروب‌های زمستان
در قهوه‌خانه‌ی دوری ،
سیگار می‌کشیدم
نبودنت دود می‌شد ،
و می‌نشست رویِ بخارِ شیشه‌های کثیفِ قهوه‌خانه
بعد
تکیه می‌دادم به صندلی
چشم‌هایم را می‌بستم
و انگشتانم را دورِ استکان کمر باریکِ چایِ داغ
حلقه می‌کردم
تا بیشتر از یادم بروی
نامرد اگر بودم
نبودنت را تا حالا باید فراموش کرده باشم
مرد نیستم اما ،
نامرد هم نیستم
زنم و ... نبودنت ،
پیرهنم شده است !
#رویا_شاه_حسین_زاده #روزهای_کرونایی
دیدگاه ها (۹)

‌ولی من یادم نمیره کسی رو نداشتم که حتی واسش گریه کنم، که شو...

ولی من ازت انتظار داشتم وقتی مچاله‌م می‌کنی بعد من به سختی خ...

شب آرزوها فقط اون آهنگ خواجه امیری که میگه: " تو رو آرزو نکر...

خسته ام ...!نه ! از میدان جنگ نیامده ام ...من از دوست داشتن ...

سلام.(اسم این داستان کوتاه رو خودتون بگید. پیشنهادات را قبول میکنم🖤♥️)بالاخره بعد از کلی مدت، همت کردم که یکم سرگرمی بسازم. امیدوارم لذت ببرید. خوشحال میشم اگر اشکالات رو بگید♥️🖤

قهوه‌های جاویدان ☕ قسمت ۱۳استکان چایی را جلویش گذاشت ، استکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط