سرِ من یه سمساری قدیمی و شلوغ پلوغه که توش همیشه جنگه.بین
سرِ من یه سمساری قدیمی و شلوغ پلوغه که توش همیشه جنگه.بین امید و ناامیدی.بین خنده و گریه.بین رسیدن و نرسیدن.بین تونستن و نتونستن.توی سرِ من همیشه هزار تا آدمِ به درد نخور رِژه میرن و دلم شده مثلِ یه موزه قدیمی.
یه موزهای که فقط یه نفرو برای دیدن داره.
توی دل من نگاهِ مُرده ریخته رو در و دیوارا..
#خاص
یه موزهای که فقط یه نفرو برای دیدن داره.
توی دل من نگاهِ مُرده ریخته رو در و دیوارا..
#خاص
- ۱.۷k
- ۱۳ بهمن ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط