{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Name My many years of lov

Name: My many years of lov
Part:①⑦

ویو به مهمونی

ویو میونگ
رفتیم جلوی عمارت که دوتا غول بیابونی درو برامون باز کردم وارد که شدیم همه چشماشون رو ما بود کل جو رو بوی الکل و سیگار گرفته بود ولی داخل فضا دود سیگار نبود یکم جلو تر دو تا مرد روی یک مبل چرمی نشسته بودن و دورشون بادیگارد بود نگاهشون به منو نیونگ بود معلوم نبود اینجا چه خبره جشن یا معامله مخدر و دختر بود اه از این فضا بدم میاد یهو زپرتی جرررررر هانا اومد

*سلام خشگلا
♡☆سلام
*بیاین بریم منتظر چی هستین
☆اون مرد ها کین؟
*آ... ا.. اونا چیزه عموم و بابام با پسر عمو هام هستن شما ها زیاد محل به اونا نزارین
♡☆باشه
☆من میرم پیش بار یه شراب بخورم
♡منم میام
*من برم به بقیه مهمون ها رسیدگی کنم
♡☆باشه

ویو میونگ
رفتیم اون ور که یه دختره کار میکرد و کلی مشروب ویسکی... داشت من یه شراب سفارش دادم که نیونگ هم یه ویسکی سفارش داد من اینجا شبیه یک جاسوسم زاید هوشیار باشم ولی کاری میکنم فکر کنن زیاد خوردم ولی کم میخورم یهو همون پسر عمو هانا اومد

هانسو: سلام خوشگله
☆لطفا به من نچسب(حولش میده)
هانسو: چه خشنی(پوز خند)
☆به کیر نداشتم(سرد و محکم)
هانسو: اوممم تو همیشه وحشی هستی(با پوزخند)
☆با حیوان ها باید مثل خودشون رفتار کرد
هانسو: چرا انقدر سردی بابا بیا راحت باش یکم حال کنیم
☆کیر خوریش به تو نیومده که نظر بدی دلم میخواد حالام هم راه بازه جاده هم درازه گمشو(جدی)
♡عشقم ولش کن اینم مثل بقیه پسرا که میومدن دورت هوله
هانسو: پس مادمازل هم کلی پسر دورشه
☆شیطونه میگه یکی بزن تو دهنش خون بالا بیاره(زیر لب)
هانسو: چیزی گفتی نشنیدم

ویو نیونگ
با این حرفش میونگ از مو های سرش گرفت و برد پیش اون دوتا مرده و سریع پرتش کرد دویدم سمت میونگ تا کاری نکنه

♡ولش کن تو رو خدا مثل بقیشون نکنش
☆هه(مو های جلو صورتشو با دست چپش برد عقب) آقای محترم میشه به پسرتون بگید دور من و خاهرم نیاد وگرنه بد براش تموم میشه
هیون سو: هه پسر اینم زهت پا نداد
☆من به هیچ کس پا نمیدم اگه پا بخاد شاید اون پا محکم بخوره داخل شکمش که خون بالا بیاره(سرد و وحشتناک)
هیون سو: پسره احمق کی هستی میری دور دختر کیم ها که الان معاملمون نشه(داد)
☆آقای محترم من جئون میونگ هستم پدرم جئون هیون هست (سرد و جدی)

ویو میونگ
با این حرفم دوتا مرده اومدن جلو پام زانو زدن و التماس کردن

☆هه اونش به من نیست آقای چوی باید پدرم تصمیم بگیره(ست نیونگ رو میگره و میرن بیرون)
♡دختر کارت عالی بود
☆کسی هق نداره نه تو و نه من رو اذیت کنه وگر نه میمیره
دیدگاه ها (۵)

برگشتننننن🥳🥳

لایک بالا یادت نره🍒💋

Name: My many years of lovPart:①⑥اسلاید دوم لباس میونگاسلاید...

Name: My many years of lovPart:①⑤ویو میونگداشتم نفس کم میورد...

خاندان جئون (پارت ۳)

خاندان جئون(پارت ۱)

فیک💕🎀 پارت ۵ویو کلی : یوری تا میرسه دم در مدرسه مت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط