{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر ، گوشه ی ،

یک نفر ، گوشه ی ،
محرابِ دلم زندانی ست …!
به خیالش که در آن جا ،
خبر از مهمانی ست …!!

گفتمش ؛ دست بکش
از منِ ویرانه…، برو ……
ظاهرم گرچه خوشست … ،
باطنِ من بارانی ست …!!
حرف هایم ، همه را
سهل گرفت و نَشِنید …!
با خودش گفته ؛ که این
شب زده را درمانیست
دیدگاه ها (۲)

"ﺁﻫﻨﮓ" ﺯﻧﺪﮔﻴﺖ ﺭﺍ،ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺯﯼ !...ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻓﻬﻤﻴﺪ،ﻣﻬﻢ ﻧ...

حرفهای زیادی بلد نیستم …من تنها چشمان تو را دیدم و گوشه ای ا...

آمد به خیالم ، به کنارم که نیامد!دیوانه سر قول و قرارم که نی...

ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻣﯿﺎﺩ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﺎﺯﻡ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﺍﺣﺴﺎﺳﻪﻫﻨﻮﺯﻡ ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﻭ ﺻﺪﺍﯼ ...

پارت ۱۷Y:"!شصت پام تو چشات زدی رو انگشتممم"یاهیکو داشت زور م...

«نگاه ممنوعه »**Part 6 — Cracks in Silence** چند ثانیه همه‌چ...

ارباب خشن من ۲۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط