{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق دردناک²

عشق دردناک²
p³³

"ویو شب"ویو کوک"

بلاخره این عروسی مسخره تموم شد و همه برگشتیم خونه

+اجوما

$جانم پسرم

+یه اتاق برای جیسو آماده کن

٪اوممم اوپااا(عصبی و عشوه)منو تو زن و شوهریم باید تو یه اتاق بخوابیم

+ببخشیدا ولی من پیش ا.ت میخوابم

$چشم ارباب آماده میکنم

+مرسی...بیبی(داد)

_جانم؟(داره از پله ها میاد پایین)

+چقدر زود برگشتی

_دیگه حوصله نداشتم زود برگشتم

_نمیای بخوابی

+الان می...

٪امشب منو ددی میخوایم خوش بگذرونیم

_(ناراحت)

+دهنتو ببند جیسو...ا.ت برو بالا بخواب منم میام

_اوکیه

ا.ت اومد سمتم و بوسه آرومی روی لبم گذاشت و رفت بالا

ا.ت رفت بالا که جیسو یه آبمیوه برام آورد

٪بیا

+از کجا معلوم چیزی توش نریخته باشی

٪اومم ددی شکاک من

برای خودشم از لیوان خودم ریخت تو لیوانش

٪حالا میخوری؟

+آره

لیوان رو سر کشیدم و گذاشتم روی میز

خواستم برم ‌که جیسو دستم رو گرفت

٪می...میخوای بشین من برات یه آبمیوه دیگه بیارم

+تشنمم هست...برو برام بیار برده هرزه و جدیدم(پوزخند)

٪اوپااا اینجوری نگو

رفت یه لیوان دیگه ریخت و برام آورد

خوردم که دیدم کم کم داره گرمم میشه

"ادامه توی کامنت ها"
دیدگاه ها (۱۱۱)

عشق دردناک²p³⁴از خواب به سختی و با درد بیدار شدمجونگکوک پیشم...

عشق دردناک²p³⁵"ویو ۱ ساعت بعد"_جونگکوک من دیگه جون ندارم+لوا...

عشق دردناک²p³²+هققق ا.ت هقق..._جونگکوک آروم باش+ببخشید هق_جو...

عشق دردناک²p³¹"ویو کوک"ویو شب"همه جا مردم جیغ و هورا میکشیدن...

🍁رمان : در مسیر عشق🍁p⁶ ویو جونکوک :باید برم از دلش در بیارم....

سناریو ریندو پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط