{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک غزل آورده ام ، یک بوسه جایش میدهی ...

یک غزل آورده ام ، یک بوسه جایش میدهی ...
بوسه ای کشدار و طولانی ، برایش میدهی ....؟
در هوایت واژه هارا پیش یا پس کرده ام ..
یک نگاهی گاهگاهی درهوایش میدهی ....؟
اینقدر ابرو نینداز، اینقدر بازی نکن ....
اینقدر اطوار و ناز و عشوه پردازی نکن ....
اینقدر گیسو نکش ، یا پشت یا وارو نکش ..
اینقدر با ما تعارف های شیرازی نکن ....
یک غزل آورده ام ، از جنس چینی ، ناب ناب ..
یک غزل با گرمی احساس نور آفتاب ...
یک غزل آیا نمی ارزد به یک گلبوسه ات ...؟
پس بیا لطفی کن و اینقدر از ما ، برمتاب ..
ادعای عشق دارم ، لعنتی ، بازی که نیست ...
زندگی فالوده اعلای شیرازی که نیست ...
دیدگاه ها (۳)

منتظر هستم ، مسلح کن تفنگ دیگریسمت من شلیک کن حالا فشنگ دیگر...

جان من عشق تو را چیدن و دیدن هنر است.باهمه عشوه گری , بر تو ...

این چیست که چون دلهره افتاده به جانمحال همه خوب است، من اما ...

من رودخانه ای را میشناسمکه با دریا قهر کردو عاشقانه به فاضلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط