پارتی دوازدهم سناریو

پارتی دوازدهم سناریو

تهیونگ اومو پیش ات و ات مشتش به تهیونگ بود
تهیونگ خیلی آروم دستشو گزاشت روی کمر باریک ات و خودشو یکم به ات نزدیک کرد
و نفس عمیقی کشید
ا ت دستشو گزاشت رو دست تهیونگ و حس آرامش بخشی اونجا جریان داشت و تهیونگ خودشو چسبوند به ات
ات کاملا خوابش برده بود
ولی تهیونگ خوابش نبرد
تهیونگ با خودش گفت: یا این که خیلی خوابم میاد ولی نمیتونم این لحضه ای که ات پیشمه رو از دست بدم ... حس خوبی دارم فکر کنم کم کم دارم عاشقش میشم ولی خیلی وقته که عاشقشم ولی کوک رو چی کار کنم اون دوست پسرشه ولی منم ات رو دوست دارم یهو زنگ در خورد
ته از تخت پاشد و رفت ببینه کیه

پارت بعد؟
دیدگاه ها (۰)

اخییی

تختی خیلی آدم خوبی بود

جذابیت این بشرو نمیتونم تحمل کنم

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔پارت آخردکتر: خوشبختانه خطر رفع شده....

عشق مافیاییp6

دوست دختر مافیا🍷P5, 6ات : چی بابا(بغض) یونگی: هوم فکر خوبیه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط