{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرم گفت برو روضه جلا میگیری

مادرم گفت برو روضه جلا میگیری
چای آنجا بخوری جام بلا میگیری

پدرم گفت اگر نوکر خوبی باشی
علقبت تذکره کرب و بلا میگیری
دیدگاه ها (۴)

#محرم

خداکنه فردا نیاد . . .خورشید دیگه بالا نیاد . . .شمر لعین با...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۵عمارت. شب. ساعت ۱۱.تهیونگ و جون...

#pain #P²⁷ با زخمی روی مچ دستش رو به رو شدم با چشمای متعجب ن...

part:5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط