{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا تو الهام منی، حادثه‌ ی یک غزلم

تا تو الهام منی، حادثه‌ ی یک غزلم
تو پر از قافیه و من فعلاتن فعلم

من و لب های تو نه، نیشکری طعم عسل
من همان راوی شیرینی طعم عسلم

"من در این خانه به گم نامی نمناک علف"
راوی خسته دلی در ضربان گسلم

تو پر از جاذبه ی شعر اهورایی و من
من که در شاعری و از تو نوشتن مثلم

گفتم از طعم عسل، خاطره ها مثل قدیم..
کاش می شد که اگر باز بیایی بغلم
دیدگاه ها (۴)

من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده امتو تصوّر می کنی چوبِ خد...

بدون حضور خداجایی نروبه خیالتکه به آبادی میرسی ؟نه رفیق چراغ...

یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با...

چهار نفر بودند.اسمشان اینها بود.همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط