بندگی کن تا که سلطانت کنند,
بندگی کن تا که سلطانت کنند,
تن رها کن تاهمه جانت کنند...
خوی حیوانی سزاوار تو نیست,
ترک این خو کن که انسانت کنند...
چون نداری درد درمان هم مخواه,
درد پیدا کن که درمانت کنند...
بنده شیطانی و داری امید,
کی ستایش همچو یزدانت کنند...
سوی حق نا رفته چون داری طمع,
همسر موسی بن عمرانت کنند...
شکر و تسلیم سلیمانیت کو,
ای که می خواهی سلیمانت کنند...
از چَه شهوت قدم بیرون گذار,
تا عزیز مصر و کنعانت کنند...
همچو سلمان در مسلمانی بکوش,
ای مسلمان تا که سلمانت کنند...
تن رها کن تاهمه جانت کنند...
خوی حیوانی سزاوار تو نیست,
ترک این خو کن که انسانت کنند...
چون نداری درد درمان هم مخواه,
درد پیدا کن که درمانت کنند...
بنده شیطانی و داری امید,
کی ستایش همچو یزدانت کنند...
سوی حق نا رفته چون داری طمع,
همسر موسی بن عمرانت کنند...
شکر و تسلیم سلیمانیت کو,
ای که می خواهی سلیمانت کنند...
از چَه شهوت قدم بیرون گذار,
تا عزیز مصر و کنعانت کنند...
همچو سلمان در مسلمانی بکوش,
ای مسلمان تا که سلمانت کنند...
- ۱.۶k
- ۲۱ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط