شروعِ قِصّه یادم نیس ، چجوری شد،نفهمیدم
شروعِ قِصّه یادم نیس ، چجوری شد،نفهمیدم
یهو دیدم که از موهات، گلایِ اطلسی چیدم
شروعِ قصه یادم نیس، بلا از آسمون اومد
نگام کردی و بعد از تو ، جنون پشتِ جنون اومد
تو جَذّابیَّتِ شعری ، نباشی ، شعر میمیره
تمومِ جمله هام میرن ، دلِ خودکار میگیره
مَدارِ دستهایِ تو ، رو آغوشم اثر کرده
تو مغناطیسِ دنیامی،دلم دورِ تو میگرده
یهو دیدم که از موهات، گلایِ اطلسی چیدم
شروعِ قصه یادم نیس، بلا از آسمون اومد
نگام کردی و بعد از تو ، جنون پشتِ جنون اومد
تو جَذّابیَّتِ شعری ، نباشی ، شعر میمیره
تمومِ جمله هام میرن ، دلِ خودکار میگیره
مَدارِ دستهایِ تو ، رو آغوشم اثر کرده
تو مغناطیسِ دنیامی،دلم دورِ تو میگرده
- ۷۲۴
- ۲۲ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط