{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب اینم پارت یک😌🗿🌈حمایت کنین🗿😐🔪🔪❤

خب اینم پارت یک😌🗿🌈حمایت کنین🗿😐🔪🔪❤
هوش مصنوعی=ساعت ۵ صبح بود خوابم نمی برد همش ذهنم درگیر بود نمی دونم دلیلش چی بود ولی حال خوبی نداشتمـ!
فردا صبح= داشتم تو شرکت راه میرفتم و ذهنم هنوز مشغول بود که یدفعه تام(یکی از کارکنان) بهم برخورد کرد تام: سلام جنا! جنا رییس ساعت ۱۱ میخواد واسه جلسه اونجا باشی. جنا: باشه پس ساعت ۱۱ اونجام!)
ساعت ۱۱= همه نشسته بودن از کارکنان عادی بگیر تا افراد مهم شرکت!(شرکت lgr__ به معنی زندگیه ازاد و ارامش بخش)
جنا: لابد دوباره یه ربات چرته دیگت که درست پیش نمیره هی واقا کنجکاوم ببینم ایندفعه چه خبره؟! همون لحظه رییس شرکت وارد شد
گفت که همه بشینن قراره قضیه مهمی را اعلام کنیم! بعد چند دقیقه الکس (منشی رییس) وارد شد رفت و جلوی همه وایساد و از همه تشکر کرد که به اینجا اومدن و رفت که بحث اصلی رو شروع کنن الکس: خب امروز قراره راجب چیزی حرف بزنم که همه رو متعجب میکنه من سریع گفتم: بهتر نیست سریع بری سر اصل ماجرا! الکس: خیل خب برین شروع کتیم امروز میخوام بگم که ما قراره توسعه هوش مصنوعی سوفی روش روع کنیم!!
خب بقیش پارت بعد تا فردا😌🫂حمایت کن عزیزم😌❤
دیدگاه ها (۵)

خودم چالشش رو رفتم😌🫂🌈🖤🎱🗿لایک کن🔪🗿فالو = بک. اصکی کن تا ا...

اخری رو خودم دوست داشتم🥲🩸🌈🎱لایک؟:) فالو=بک. #اصکی_ممنوع

کی فکرشو میکرد این انقدر جذاب باشه😂😐😌👍 لایک😌🫂 فالو=بک. اصکی...

خب اینم پارت یک😌 نه نی در اصل خلاصص😌😏🗿🔪😂😂😔هو برم بگم😐🙃👍داستا...

Part : 234سوبین : خوبههههته : هرجا بخوای میبریمت سوبین : هرج...

Part : 234سوبین : خوبههههته : هرجا بخوای میبریمت سوبین : هرج...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "17"قربان آقای الکس تماس گرفتن و گفتن هرچه سریع تر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط