𝓈𝓂𝒾ℓℯ

𝓈𝓂𝒾ℓℯ

Part "17"

قربان آقای الکس تماس گرفتن و گفتن هرچه سریع تر باید مراسم عقد رو شروع کنیم و گفتن عقد و عروسی رو یکی کنیم !
درضمن

منشی کنی مکس کرد و با تردید گفت

منشی: آقای فلیکس ....

تهیونگ: خب...فلیکس چی؟

منشی: آقای فلیکس قرارداد ۱ میلیون دلاری رو کنسل کردن به دلیل گفتن نمیتونن بهتون اعتماد کنن

کوک: خیلی خب میتونی بری!!
من حق این آدم رو میزارم کف دستش !!

کوک رفت و من موندم تنها
سریع رفتم داخل اتاق کارم و لپ تاپ رو روشن کردم

تهیونگ: حساب تک تک شماهارو من میرسم .....الو کانگ ...اطلاعاتی که برات میفرستم رو با دقت نگاه می‌ندازی و سریع بهم میدی! خیلی زود...خبر بده

‌☆از زبان هانا☆

کارای داخل عمارت تموم شده بود ، خواستم برم سراغ کار های حیاط که ماریا جلوم سبز شد

ماریا: به عنوان یک خدمتکار این خونه که تو باشی!
باید فردا همراه من بیای برای خرید وسایل عقد
فردا ساعت هفت صبح آماده باش

دیگه هیچی نگفت و رفت منم مشغول شستن حیاط شدم ، تقریبا عصر بود کم کم ، حیاط تموم شده بود
در های عمارت باز شد و ماشین تهیونگ وارد عمارت شد به محض اینکه ماشین ایستاد تهیونگ سریع و با عصبانیت از ماشین پیاده شد و رفت داخل
منم مشغول تمیز کاری شدم

شب ساعت ۸:۱۰

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۳)

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p20بعد تایید تهیو...

دو هفته از موندن ات توی عمارت گذشته بود.ات کم‌کم به فضای عما...

پارت ۶ | اتفاقی؟ساعت کاری تموم شده بود.تهیونگ کیفش رو برداشت...

مهمونی خطرناک پارت=18ویو ات:جونگ کوک خیلی ریلکس لبامو میبوسی...

رمان: رفتار سرد .

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

فیک . ( عشقی که نباید رخ میداد )

اورلورا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط