یه وقتایی:)

یه وقتایی انقدر خستم که دلم میخواد جا بزنم از هرچیزی که انگیزم بود ... انگیزه اش رو داشتم ...نمیتونم حرف بزنم... فقط میتونم اشک بریزم... اه ادم ها واقعا نمیفهمن چیکار میکنن یه وقتایی:) چی میگن:) یه اثر هایی داره:) میخوام ها ولی بعد یادم میفته که برای پیشرفتم رفتم وسط میدون جنگ و الان نمیتونم جا بزنم...
دیدگاه ها (۰)

Happy new year:)

STRAY KIDS

سلاممممممم

واکنش ناظم ساعت ۷ صبح وقتی صلوات هامون تا هفت اسمان الهی نمیره

p⁴+ جیمین.. چرا.. چرا اینجوری میکنی *اشک*_ چون.. + چون چی؟ *...

اوایی از گذشته بخش اول:  خاطرات زندگی با یک دکتر روانی. 001 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط