{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش را

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش را
شبیه مادر پیری که می‌بوسد جوانش را

تو را در یک شب بارانی غمگین سرودم که
نمی‌دانم زمانش را، نمی‌یابم مکانش را

من آن سرباز دلتنگم، که با تردید در میدان
برای هیچ و پوچ از دست خواهد داد جانش را

تو در تقویم من روزی نوشتی دوستت دارم
از آن پس بارها گم کرده‌ام فصل خزانش را

پرستویی که با تو هم قفس باشد نمی‌ ترسد
بدزدند آب و نانش را، بگیرند آسمانش را

تو ماهی باش تا دریا برقصد موج بردارد
تو آهو باش تا صیاد بفروشد کمانش را

من آن مستم که در می‌خانه‌ای از دست خواهد رفت
اگر دستان تو پر کرده باشد استکانش را
دیدگاه ها (۲)

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش راشبیه مادر پیری که م...

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش راشبیه مادر پیری که م...

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش راشبیه مادر پیری که م...

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش راشبیه مادر پیری که م...

622تو را آن گونه می‌خواهم که #باغی #باغبانش راشبیه مادر پیری...

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش راشبیه مادر پیری که م...

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش را شبیه مادر پیری که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط