.
.
گاهی دور شو از خودت،.
برو به سمت انتهای فراموشی...
دستهایت را در جیبت مچاله کن "
و سرما را فراموش کن!.
این آدم ها کارشان سرد کردن احساس است!!!
سرمای زمستان صد شرف دارد .
به گرمای تن دروغین عشق،.
آسوده زمستانی باش....
برو به سمت یخبندان،.
قلبت را یخی کن!
جسمت را بی روح و روحت را بی احساس.....
بگذار مغرور باشی ،.
اینجا میان حجم مخفی از تنهایی گاهی غرور داشته باش!
بگذار بترسند از بازی با احساست ،
حوالی خودت حصاری آتشین بکش ؛
بگذار بسوزد آن کس که از سر هوس نقشه ها دارد برایت....
آنکه تو را بخواهد با اشک چشمش خاموش میکند این حصار آتشین را!!!
. .
.
گاهی دور شو از خودت،.
برو به سمت انتهای فراموشی...
دستهایت را در جیبت مچاله کن "
و سرما را فراموش کن!.
این آدم ها کارشان سرد کردن احساس است!!!
سرمای زمستان صد شرف دارد .
به گرمای تن دروغین عشق،.
آسوده زمستانی باش....
برو به سمت یخبندان،.
قلبت را یخی کن!
جسمت را بی روح و روحت را بی احساس.....
بگذار مغرور باشی ،.
اینجا میان حجم مخفی از تنهایی گاهی غرور داشته باش!
بگذار بترسند از بازی با احساست ،
حوالی خودت حصاری آتشین بکش ؛
بگذار بسوزد آن کس که از سر هوس نقشه ها دارد برایت....
آنکه تو را بخواهد با اشک چشمش خاموش میکند این حصار آتشین را!!!
. .
.
- ۱.۷k
- ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط