{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیشکش ما به چشم یار نیامد

پیشکش ما به چشم یار نیامد
خواستمش جان کنم نثار، نیامد

هر چه پریدند پلک‌های تمنا
مژده پایان انتظار نیامد

جام شرابی که طعم بوسه به لب داشت
پیر شدیم و شبی به کار نیامد

هر چه درخشید ماه و جلوه‌گری کرد
هیچ پلنگی به کوهسار نیامد

آه! که هر بار یاد عشق تو کردم
در نظرم مرگ ناگوار نیامد

قافله عمر هست و حوصله‌اش نیست
کیست که با زندگی کنار نیامد؟

فاضل نظری
دیدگاه ها (۱)

دلگیرم از دلگیر بودن های تکراریاز با خودم درگیر بودن از خود ...

هیچ کس نیست به جز آینه صادق با منــ نیست در آینه آن عاشق ساب...

گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیستدر زندگی ام، غیر زمستان...

پیشکش ما به چشمِ یار نیامدخواستمش جان کنم نثار، نیامدهر چه پ...

@onlyshearپیشکش ما به چشم یار نیامدخواستمش جان کنم نثار، نیا...

امشب دلم به تاب و سرم گرم از تب است امشب که از نسیم حضوری ل...

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط