{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاهت ،

نگاهت ،

تکرار مکرر بهار ست وُُ

خنده ات ،

شکفتنِ غنچه های محجّبه .بود

نه ؛

مرا حرفی نیست .

هر چه می خواهی بکن .

بگذار این بار هم کار ها باب میل تو باشد .

حالا که رفتی برو

وُ مرا انیس رنج دوری

وُ همنشین حسرت گردان

باشد ، برو ، خدانگهدار

سفر بخیر

برو

و رمه ی نگاهت ، خاطراتت

وُ نسیم عطررابطه ات را نیز با خود ببر .

و حتا آن لبان لعلین خیالیت را

که من ، هر بار برای غزل بوسیدنشان

مسیر پر ازمرثیه

اضطرابِ و التهابِ

قصیده ی گلوگاه و چانه ات را

به آرامی _

و ُ وسواس می پیمودم

و ُ ناگاه بی آنکه تو پنداری

به یورشی

به تسخیر خویش

در می آوردمشان .

می خواهی بروی ؟ برو ،

مرا حرفی نیست .


امّا بر سر گذرت

بربلندای

صعب العبور ترین قلّه ای که می شناسی

با سرخی لبانت

لا له ای بکار از رازگل سرخ

تا من هر روز برای دیدنش

کوه ها ، درّه ها وُ

سنگلاخ ها را بپیمایم

وتجربه ی مکرر کنم

مرور خاطره هایت رو

/ سعید
دیدگاه ها (۷)

باتوجه به جمله ی یه دوست بسیاربسیار عزیز و قدیمی و خاص که ای...

ماجرایی دوتا گل سرخ گل سرخ قصمون با شبنم رو گونه هاش دوبار...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـد از جـداییــهـــا حکـــ...

باران که به پنجره ها می زند تماشای خیابان دلچسب تر می شود، و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط