{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موهایش سپید گشت

موهایش سپید گشت
کودکی که دفتر خاطراتم را می خواند،،،
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چون با سر کردمش تو گونی آرد که بفهمه دفتر خاطرات شخصیه،،،، کاملا شخصی!!!!
دیدگاه ها (۵)

📷💙عزیزِ جانم سلامصدای خسته‌ام را چون کبوتری سپید از عمق این ...

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

خانه دوست كجاست؟در فلق بود كه پرسيد سوارآسمان مكثی كردرهگذر ...

💙تابستون کوتاه بود وقتی انشا در مورد این بود که تابستان خود ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟎ویو راوی🎀همه‌چیز تاریک بود. ...

ایشون طباطبایی؛ معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر رئیس جمهور...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۴(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان:۴:۵۲)**با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط