{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت شیش

پارت شیش

اون روزم خداروشکر گذشت اخیش فردا کلاس نداریم.
اسی:کسی منو بیدار نکنه ها وگرنه..خودش میدونه.
جسی بل:راست میگه منم میخوابم.
صبح شد همزمان صدای زنگ پیام همه گوشیامون اومد چون زنگ گوشیمون زیاد بود اسی که انقدر خابالو بود بیدار شد؟
سارا:اه مردم های مزاحم نمیزارن کپه مرگمو بزارم( بلا نسبت)
جولیا:روشن کنید ببینید چیه؟
روشن کردیم دیدیم بله از طرف یه ناشناس بود امروز باید همدیگرو ببینیم ‌اینم آدرس و ساعت .
اما:وا این دیگه کیه؟خداوکیلی خیلی مزاحم‌ هستند البته حق میدم با این شرایط باید همشون کار داشته باشن ولی ندارن.
کامیلا:برای شما هم همین پی ام اومده؟
همون به نشانه اره کلمونو تکون دادیم.میخواستیم نریم گفتیم شاید دروغه شاید یه دیونه باشه ولی نه همزمان برامون پیام دادند.به کلی اسطراب و ترس بالاخره رفتیم .
دیدگاه ها (۱)

پارت هفتهممون به بهترین شکل لباس پوشیدیم .اما تاپ سفید ,پیره...

پارت هشتم سوهو : ببینید ما داشتیم می رفتیم کمپانی که جلوی در...

پارت پنجکامیلا اداشو درمیاره همه کلاس منفجر میشه.و اکسو میاد...

پارت چهارنمی دونستیم که کی قرار بیاد ولی میدونستیم معروفن.ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط