{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پنج

پارت پنج

کامیلا اداشو درمیاره همه کلاس منفجر میشه.و اکسو میاد خودشو معرفی میکنه که اما میگه می دونیم می دونیم شما گروه اکسو هستید این دیگه خیلی ضایع اس (خخخ) و کای یه لبخند میزنه ( بیشعور چه زود پسرخاله میشه ایش) ما همه نشستیم و همینطوری سوهو مثل ضبط صوت حرف میزد ( ببخشید به خاطر این حرف) و بکی هی کرم میریخت میدونید چکار میکرد دست شو برده بود روی رون چانیول ( این بشر هیچوقت عوض نمیشه ) اسی به کامیلا اشاره کرد که بکی رو ببینه اخ جون یه سوژه.کامیلا هم کم نیورد و وسط حرف سوهو پرید و گفت:بکی خیلی حال میده (ای بی ناموس) بکی تازه متوجه قضیه شده بود یه نگاه به چانیول کرد داشت از خجالت آب میشد.
سوهو:ببخشید به شما یاد ندادند که نباید وسط حرف یه بزرگ تر حرف نزنی ها؟
جسیکا:اوا ببخشید نمی دونستیم شما امپراطورید ما هم باید به حرف های شما چشم بگیم
کل کلاس ترکید وای خدا .
سهون:احیانا چندنفرید؟( تو رو سننه)
اما:هفت نفر مشکلیه؟
سهون:نه بابا این چه حرفی آخه..
اسی:آخه چی؟
دختر لوسه کلاس:استیسی میشه خفه بشی سوهوجانم دارن صحبت میکنند( جان این الان چی گفت یکی ناخون گیر نداره خرخرشو تا ته بکشم بیرون دختره...سه نقطع)
دیدگاه ها (۳)

007-آلما ویسکی - پارت ۴۳

زمرد های صورتی پارت ¹⁰و میخواست لبشو بزاره رو لب انیلا که ان...

#دوست_پسر_شیطون_من part: 9ویو صبح نابی : هیونجین چون وسایلش ...

ادامه p5مرد اومد سمت انیا که لوکاس اومد یه بادم جون کاشت زیر...

شب تولدم فصل 3پارت 7ویو سر میز&،~،#: #: هی تو مشکلت با ات ...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۳(وی...

Do I love him, or do I hate him?P²⁶**ویو کوک**توی کلاس نشسته...

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۲ » بالاخره وقت تعطیلی کافه رسید و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط