{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⭕ ️چند تا فن کاراته و چند تا فحش حسابی نثارش کردم. یکی از

⭕ ️چند تا فن کاراته و چند تا فحش حسابی نثارش کردم. یکی از اون عراقی‌های گنده بود. دلم گرفته بود. اولین بار بود که جنازه‌ی یکی از بچه‌ها رو می‌فرستادیم عقب.

یهو یه مشت خورد تو پهلوم و پرت شدم اون طرف. مصطفی بود. گفت: "باید یاد بگیری با اسیر چه طور حرف بزنی."
#شهید_مصطفی_ردانی‌پور #درس_اخلاق
#خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۱)

🌺 به مناسبت میلاد پیامبراعظم (صلی الله علیه و آله وسلم) و ام...

🌺 🌺 خجسته میلاد پیام آور بزرگ رحمت، حضرت ختمی مرتبت، محمد م...

⭕ ️حوصله‌م سر رفته بود. اول به ساعتم نگاه کردم، بعد به سرعت ...

گزیده‌ای از روایات جهادبانفس را در روزهای یکشنبه و پنجشنبه د...

سناریو | وقتی وسط دعوا یهو می‌بوسنت 'ورژن چانگبین'تو:"آره! ت...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ ۴۰ اون پسر ب...

part 4蛇送怕发餐厅🇮🇷🇯🇵🇮🇷🇯🇵🇮🇷🇯🇵🇮🇷🇯🇵🇮🇷🇯🇵🇮🇷🇯🇵🇮🇷🇯🇵🇮🇷 طرف همون پسری بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط