روزی از این خانه خواهم رفت
روزی از این خانه خواهم رفت،
بی آن که تو بدانی
می روم بی هیچ نشانی؛
دستِ خالی و سبک بال
همه چیز را می گذارم برای تو!
برای تو که رفتنم را نمی فهمی
بی صدا و خاموش طوری که انگار
هیچ وقت نبوده ام!
می روم و پای هر گلدان
نگاهم را جا می گذارم،
می روم و انگشتانم لای موهایت می ماند!
می روم و بوسه هایم بر پیراهنت
خشک می شود...
تو می مانی و مشتی خاطره،
می روم و حواست را با خودم می برم،
شاید نبودنم را بهتر از بودنم درک کنی!
بی آن که تو بدانی
می روم بی هیچ نشانی؛
دستِ خالی و سبک بال
همه چیز را می گذارم برای تو!
برای تو که رفتنم را نمی فهمی
بی صدا و خاموش طوری که انگار
هیچ وقت نبوده ام!
می روم و پای هر گلدان
نگاهم را جا می گذارم،
می روم و انگشتانم لای موهایت می ماند!
می روم و بوسه هایم بر پیراهنت
خشک می شود...
تو می مانی و مشتی خاطره،
می روم و حواست را با خودم می برم،
شاید نبودنم را بهتر از بودنم درک کنی!
- ۳.۶k
- ۲۶ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط