طلوع می کند آن آفتاب پنهانی

طلوع می کند آن آفتاب پنهانی

ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

دوباره پلک دلم می پرد ، نشانه ی چیست ؟

شنیده ام که می آید کسی به مهمانی

کسی که سبزتر است از هزار بار بهار

کسی شگفت ، کسی آن چنان که می دانی

کسی که نقطه ی آغاز هر چه پرواز است

تویی که در سفر عشق ، خطّ پایانی

تویی بهانه ی این ابرها که می گریند

بیا ، که صاف شود این هوای بارانی

تو از حوالی اقلیم ناکجا آباد

بیا ، که می رود این شهر رو به ویرانی

کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق

بیا ، که یاد تو آرامشی ست طوفانی

#قیصر_امین_پور
دیدگاه ها (۱)

چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی؟ بلند می پرم اما، نه آن هو...

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

عاشقانه های شبنم

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

در ستایشِ سکوتِ ما و ساحتِ رستاخیزِ معنا..هشت سال هجران، به ...

محبوب من:🌸❤آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چرا از ...

آنچه گذشت؛استاد نمایش از پشت صحنه با دهان باز به آن‌ها نگاه ...

سلام بر معلم شهیددرود خالصانه ام نثار تو باد ای معلم شهید که...

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط