وارد اتاق که شد اول بطری آب رو روی میز کنار تخت گذاشت دستی ...
" 𝑀𝓎 𝓌𝒾𝓁𝒹 𝒷𝑜𝓎 𝒻𝒾𝓇𝑒𝒹 ² "
𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟑𝟔
وارد اتاق که شد اول بطری آب رو روی میز کنار تخت گذاشت دستی داخل موهای مشکی بلندش کشید و نگاهی به اطراف اتاق انداخت
+کجا گذاشتمشون؟آخرین بار داخل کمد بودن ......
خواست به سمت کمد بره که تلفن زنگ خورد
+هوم یعنی کیه معمولا کسی این موقع بهم زنگ نمیزنه
+بله
♧سلام منم
+اوه داداش تویی کاری داشتی
♧آره یادته با شرکت موو قرار داد داشتم
+آره یادمه
♧یک نفر از طرف شرکت داره میاد اونجا یه سری بسته میاره برام میشه تحویل بگیریشون ؟
+آره حتما
♧مرسی خوشگلم
+خواهش...اه راستی مشروب نخور
♧ات بیخیال....
+نه برات ضرر داره نمیتونی
♧اون مال خیلی وقت پیشه
+نه نمیشه باید محتاط باشی
♧اما ات....
+گفتم نه نمیشه داداشی
♧فقط یکم*کیوت*
+آهههه از دست تو فقط یکم
♧باشه
+هوم بای
♧بای
*صدای زنگ در*
+او به این زودی اومد
ات به سمت در ورودی خونه رفت در رو باز کرد و با مردی چهر شونه و بلند قامت فوق جذاب روبه رو شد که سرش پایین بود و داشت به چند تا برگه نگاه میکرد اول محو زیبایی مرد شده بود که یهو یادش افتاد برای چه کاری اینجاست
+ببخشید
مرد که تازه متوجه حضور ات شده بود سرش رو کمی بالا آورد و دوباره به سمت برگه ها نگاه کرد
؟منزل کیم سوکجین درسته؟
+ها..بله
مرد چند تا از برگه هارو جدا کرد به سمت ماشینی که جلوی در پارک بود رفت صندق عقب رو باز کرد یک جعبه بیرون آورد برکه هارو گذاشت روش و به سمت ات رفت جعبه رو داد دست ات اما با دیدن چهره ات سرجاش خشک شد
؟ا.ات؟
ادامه دارد...........
𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟑𝟔
وارد اتاق که شد اول بطری آب رو روی میز کنار تخت گذاشت دستی داخل موهای مشکی بلندش کشید و نگاهی به اطراف اتاق انداخت
+کجا گذاشتمشون؟آخرین بار داخل کمد بودن ......
خواست به سمت کمد بره که تلفن زنگ خورد
+هوم یعنی کیه معمولا کسی این موقع بهم زنگ نمیزنه
+بله
♧سلام منم
+اوه داداش تویی کاری داشتی
♧آره یادته با شرکت موو قرار داد داشتم
+آره یادمه
♧یک نفر از طرف شرکت داره میاد اونجا یه سری بسته میاره برام میشه تحویل بگیریشون ؟
+آره حتما
♧مرسی خوشگلم
+خواهش...اه راستی مشروب نخور
♧ات بیخیال....
+نه برات ضرر داره نمیتونی
♧اون مال خیلی وقت پیشه
+نه نمیشه باید محتاط باشی
♧اما ات....
+گفتم نه نمیشه داداشی
♧فقط یکم*کیوت*
+آهههه از دست تو فقط یکم
♧باشه
+هوم بای
♧بای
*صدای زنگ در*
+او به این زودی اومد
ات به سمت در ورودی خونه رفت در رو باز کرد و با مردی چهر شونه و بلند قامت فوق جذاب روبه رو شد که سرش پایین بود و داشت به چند تا برگه نگاه میکرد اول محو زیبایی مرد شده بود که یهو یادش افتاد برای چه کاری اینجاست
+ببخشید
مرد که تازه متوجه حضور ات شده بود سرش رو کمی بالا آورد و دوباره به سمت برگه ها نگاه کرد
؟منزل کیم سوکجین درسته؟
+ها..بله
مرد چند تا از برگه هارو جدا کرد به سمت ماشینی که جلوی در پارک بود رفت صندق عقب رو باز کرد یک جعبه بیرون آورد برکه هارو گذاشت روش و به سمت ات رفت جعبه رو داد دست ات اما با دیدن چهره ات سرجاش خشک شد
؟ا.ات؟
ادامه دارد...........
- ۱۳.۶k
- ۱۳ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط