{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#رز_زخمی_من.

#رز_زخمی_من.

part. 86

*ات صورتش رو از روی بالشت بر میداره و به صورت خسته ولی صبور جونگکوک نگاه میکنه،که جونگکوک با صبر به تاج تخت تکیه داده بود و مراقب ات بود. ات روی تخت غلتید و از جونگکوک دور شد. و با اخم به جونگکوک نگاه میکرد.*

جونگکوک. هومم....چی شده؟!

ات. هوم نکن!

جونگکوک. باشه

*ات پاشو میزاره روی رون های جونگکوک.
جونگکوک سرش رو به تاج تخت تکیه میده، آروم دستش روی روی مچ پار ات میزاره و با فشار خیلی کم ماساژ میده.*

ات. بیشتر فشار بده.

*جونگکوک فشار دستش رو درست میکنه،دستش کم کم به سمت ته پا ات میره و با فشار ملایم ماساژ میده.*

ات. شکلاتم تموم شد😕

جونگکوک. بسه دیگه، شکلات خیلی خوردی

*ات با اخم پاشو از جونگکوک دور کرد. جونگکوک یه لبخند آروم زد،پشت ات دراز کشید،و خیلی آروم دسته کوچکی از موهای ات را در دست گرفت و آروم نوازش میکرد.*

جونگکوک. به بغل نیاز داری؟؟

ات. نه......*صدای گرفته*

جونگکوک. فضا میخوای؟؟ میخوای برم بیرون؟

ات. نه! *بلند*

جونگکوک. باشه..... نمیرم

ات. اب

*جونگکوک یه لیوان آب به ات داد.*

ات. بریم بیرون

جونگکوک. باشه... کجا بریم؟

ات.... نمیدونم بریم بیرون

*جونگکوک لباس های ات رو از توی چمندون در اورد،و کنار ات روی تخت گذاشت.*

ات. کمک کن!

*جونگکوک آرام و صبور زانو زد و اول جوراب های ات را پوشاند،بعد دستش را سمت سمت کش شلوارک ات برد.*

جونگکوک. خودت میخوای عوض کنی یا عوض کنم؟

ات. حوصله ندارم.

*جونگکوک کش شلوارک رو کامل گرفت و شلوارت را در اورد.*

#فیک
دیدگاه ها (۱)

#رز_زخمی_من. part. 87ات. وایسا برم نوارم رو عوض کنم. جونگکو...

#رز_زخمی_منpart. 88*جونگکوک ات رو هنوز توی بغل داشت از مغازه...

#رُز_زخمی_من. part. 85*بهانه‌های ات دوباره شروع شد… این بار ...

#رُز_زخمی_من. part. 84*بهانه‌های ات بیشتر و بیشتر شد… گاهی چ...

part51+بخواب بعدش پاشیم بریم بیرون فردا انگلیسی یاد بده باشه...

۰چندپارتی☆درخواستی>>>p.2_ات خوشگلم چرا عصبی میشی ...بیا اینج...

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟖پلکام کم کم داشت گرم میشد.از سرما میلرزید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط