{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فتاده آتشی در جانم امشب

فتاده آتشی در جانم امشب
نمیدانم چرا حیرانم امشب
در این غربت سرای سرد وخاموش
چو موج آب سرگردانم امشب
سکوت ووحشت و تنهایی و غم
همه خوابند در چشمانم امشب
منم یک قطره در دریای ماتم
زد درد حادثه بی جانم امشب
برو ای روح تنهایم رها کن
که گویی باتو در زندانم امشب
دگر عمری در این غربت نخواهم
بیا ای جان بخوان قرانم امشب
دیدگاه ها (۴)

برایتان جمعه را اینگونه دعا میکنم:خدایا گوشه چشمی از تو کاف...

زندگی رقص نجیبی ستکه از چشمه ی بودن،جاریسترقص یک شاپرک بازیگ...

.قوی کسی است کهنه منتظر میماند کسی خوشبختش کند و نه اجازه می...

یاد بگیریم...از محبت دیشب پدر نگوییم درحضور کسی که پدرش در آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط